چرا سقف مساجد گنبدی شکل است؟ فلسفه آن چیست؟
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گنبد ،فلسفه گنبدی شکل بودن سقف مساجد ،گلدسته

فلسفه ی وجودی گنبد و گلدسته در مساجد
متأسفانه هنوز بعضی از معماران عزیز از فلسفه گنبد و گلدسته، اطلاع ندارند؛ هنوز از رمز پردازیهای مسجد، بی خبرند؛ هنوز نمی دانند که محراب، نمادی در غار حراست و هنوز ... و آن وقت برای طراحی مسجد، قلم می زنند. گزیده ای از کتاب نکاتی کاربردی در معماری مساجد (تألیف سید تقی کاظمیان)
پیامبر گرامی اسلام (ص)، پس از هجرت و ورود به مدینه، با کمک اصحاب و یاران خود، اقامتگاهی بسیار ساده که دیوار آن به ارتفاع 5/3 متر و از خشت خام بر روی لایه ای از سنگ بود، که بعدها به دو برابر افزایش یافت. به دلیل تابش شدید آفتاب، دو سایبان از شمال و جنوب حیاط زده شد. ستون های سایبان ها از تن درخت خرما و پوشش آنها، برگهای درخت خرما، حصیر و پوست حیوانات بود. این، بنای ابتدایی مسجد النبی بود. در کنار همین مسجد، منزل همسران پیامبر (ص) قرار داشت. پیامبر گرامی اسلام (ص) پس از رحلت در یکی از اطاق های همسران خود به خاک سپرده شد.
رسول خدا (ص) در اوایل هجرت، علاوه بر این مسجد، مسجد دیگری به نام قبا بنا کرد. مسجد النبی به منزله ی مسجد جامع شهر مدینه بود و در آنجا به امامت پیامبر اکرم (ص) نماز جمعه برگزار می شد.
غیر از این دو مسجد، 9 مسجد دیگر در محله های مختلف، به یاری و کمک حضرت رسول (ص) ساخته شد که در آنها نماز جماعت اقامه می شد و با اذان بلال، در آنها نماز می خواندند. بی شک اولین طراح و معمار مسجد در اسلام، پیامبر اکرم (ص) بوده است. رسول خدا(ص)، به ساخت مساجد قبیله ها کمک می کردند.
خانه ی پیامبر اکرم (ص) که پس از رحلتش فقط محل عبادت شده بود، به تدریج به صورت الگوی اصلی همه مساجد اولیه اسلام درآمد این مساجد، دارای قسمت سرپوشیده تقریباً عمیقی در طول دیوار قبله بودند و اطراف دیوراها نیز رواق هایی و جود دات که تأمین کننده ی سایبانی برای مردم بود. مسجدها، ابتدا عاری از هر گونه زیور و تزئینات بودند. شکل و طرح هندسی آنها مربع و مربع مستطیل بود که بعدها در ساختن بسیاری از مساجد و حتی مساجد امروزی، مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلی، نیاز به مسجد، بیشتر از هر عامل دیگری، نظیر وسعت، تزئینات و ... مورد توجه رسول خدا (ص) و یارانش بود. مسجد، حصاری از خشت خام بود ه حریم امت و مظهر ایمان و اعتقاد بود و چند اتاق برای پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و حیاطی برای پذیرفتن پیروان و نیز دارای دو قسمت سرپوشیده بود که قسمت وسیع تر، نمایانگر دیوار قبله بود و به همین جهت، به مجموع بنا در رابطه با جهان بیرون و درون، وجهه ای مقدس می داد. قسمت سایه دار، تقدس بیشتری داشت و متوجه قطبی مذهبی بود و سرانجام منبری برای پیامبر که هنگام ایراد خطبه و پذیرفتن بیگانگان بر آن قرار گرفت. به این ترتیب، پیامبر اکرم (ص) ، اصحاب و خلفا و پیروانش، هرگز به زیبایی این بنا نیندیشیده بودند و بی تردید، چنین مفهومی نیز برای آنان متصور نبوده است. به گمان آنان، همه ی زیبایی های جهان، در زبان شگفتی آور قرآن مجید خلاصه می شد.
بر اساس بشارت و امیدی که رسول گرامی اسلام به مسلمانان آن دوره بخشیده بود، اعراب با شدت و سرعت از سرزمین های نیاکان خود خارج شده، با وحدت هر چه تمامتر، تحت لوای الله اکبر، سپاهیان نیرومند ساسانی را در نهاوند شکست دادند و بازماندگان ساسانی تار و مار شدند؛ اما با تسلط اسلام، زندگی سخت نشد؛ بلکه زندگی روزمره ی حکومت محلی و برخی هنرها، مطابق معمول مدت زیادی ادامه یافت و عناصر بنیادی فرهنگ ساسانی، مدت ها رواج داشت، فاتحین اسلامی، هیچ سبک معماری را عرضه نکردند؛ زیرا نداشتند که عرضه کنند و به این ترتیب، معماری ساسانی تا مدتی تداوم یافت.
دستاورد ایران اسلامی، این بود که این شکل های نیرومند را تهذیب کرد و توانایی آنها را تا حد یک معماری زیبا رشد داد و در نتیجه، آثاری سبک تر، احساسی تر، متنوع تر و مؤثر تر از پیشینیان پدید آمد.
اصل مسجد سازی و این که مسلمانان به عظمت و شکوه مسجد اهمیت می دادند، از آیات قرآن و سخنان پیامبر اکرم (ص) و روش آن حضرت سرچشمه می گیرد و فرهنگ مسجد، برخاسته از متن اسلام و تعالیم آن است.
مساجدی را که رسول خدا(ص) ساخت و یا در ساخت آنها شرکت و یا نظارت کرد، خیلی ساده و بی آلایش بودند و هیچ گونه نقش و نگاری در آنها به کار نرفته بود. بعد از رحلت رسول خدا (ص) که مسلمانان غنی و ثروتمند شدند و تمدن اسلامی گسترش یافت. مساجدی با شکوه و زیبا به وجود آمد و همه نوع هنر و صنعت در آنها به کار رفت. ائمه اطهار (ع) همه دستشان باز نبود تا در زمان خود و به مقتضای زمان خود مساجدی بسازند تا الگو شود. چند سالی هم که امیر المؤمنین (ع) خلافت ظاهری داشت، چندان از زمان رسول اکرم (ص) نگذشته بود و شرایط خیلی عوض نشده بود و علاوه بر این به خاطر فتنه ناکثین، مارقین و قاسطین، وی چندان فرصت نیافت تا به عمران و آبادانی بپردازد و مسجدی بسازد. روایاتی از پیامبر (ص) در نهی از بلند ساختن مساجد و زینت کردن آنها با طلا وارد شده است و این موجب شده است که همیشه در میان مسلمانان و مؤمنان و پیروان اهل بیت پیامبر (ص) شبهه باشد که آیا این مساجدی که بعد از پیامبر و به دست خلفا و دست اندرکاران خلافت جور ساخته شده است، با اصول اسلام و تعالیم آن همخوانی دارند یا نه و پیوسته از کیفیت بنای مسجد پیامبر می پرسیدند و ائمه اطهار (ع) ، چندان حساسیتی نشان نمی دادند و می فرمودند: شما کار نداشته باشید و در این مساجد، نمازتان را بخوانید. علی بن جعفر نقل می کند که از برادرش حضرت امام موسی کاظم(ع) دربارۀ نماز در مساجدی که دیوارهای آن نقش دارد و در قبله اش آیاتی از قرآن یا احادیثی از پیامبر نوشته شده، سؤال کرد و امام (ع) در جواب فرمود: «که نماز در این نوع مساجد، اشکال ندارد.» شخصی از اصحاب امام صادق (ع) دباره ی نماز در مساجد تصویر دار ونقش دار، سؤال کرد و حضرت در جواب فرمود: «من این گونه مساجد را دوست ندارم؛ ولی اکنون اشکال ندارد. هنگامی که قائم قیام کند، خودش می داند که با این مساجد چه کار کند.» بدین ترتیب، مخالفت جدی از ائمه (ع) درباره گسترش کیفی مساجد دیده نمی شود؛ البته نسبت به طلاکاری و نقاشی تصویر دارای روح در دیوار مساجد، فقیهان فتوا به حرمت داده اند و در بعضی از روایات، نهی از بلندی مناره ها شده است و علما هم به کراهت بلندی مناره فتوا داده اند. با توجه به سیره ی ائمه (ع)، می توان فهمید که آن حضرات به طور کلی با این نوع مساجد مخالف نبودند و گاهی که در موارد جزئی انحرافی بوده، اشاره می کردند؛ چنان که حضرت علی(ع) دستور داد که مناره مسجدی را در کوفه خراب کردند.
هنوز قرن اول هجری به پایان نرسیده بود که برای مسجد النبی مناره و مأذنه ساختند، بدین ترتیب بعضی از اشکال معابد مانند مأذنه و گنبد، وارد معماری مساجد شد و به تدریج، گنبد و مناره سمبل و نشانه مسجد گشت. البته این چنین نبود که مسلمانان با اقتباس گنبد و مناره از دیگر ادیان، مانند مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان، مقهور معماری آنها گردند؛ بلکه آنها به گونه ای به ترویج اسلام راستین پرداختند که ادیان دیگر آتشکده ها و معابد خود را به مسجد تبدیل می کردند و معماران خوش ذوق مسلمان، مخصوصاً ایرانیان، سبکی نوین، متفاوت و ماندگار به وجود آوردند. ایرانیان برخلاف کشورهای عربی که متأثر از معماری یونانی بودند، راه خود را کاملاً متمایز کردند. کشورهای عربی، برای پوشاندن درگاه ها و نیم گنبدها، از قوس های نیم دایره و هلالی که به قوس رومی معروف بود، استفاده کردند و ایرانیان قوس های ایرانی را که اکثراً تیزه دار و یا به عبارتی جناغی هستند، به کار بردند.
از این رو در تمام بناهای معروف ایران، قوس های رایج نعل اسبی و یا قوس های گنگره دار و دالبری، مشاهده نمی شود. با توجه به وسعت و گسترش ایران بزرگ در آن زمان و ارتباطات و مشاهدات مختلف، باید بخشی از این تأثیر گذاری را امروز در معماری ایران شاهد باشیم؛ ولی هنرمندان و معماران با سلیقه ی ایرانی به هیچ وجه حاضر نشدند حتی برای نمونه، از قوس های رایج عربی استفاده کنند.
با ملاحظه ی گنبدهای کشورهای اسلامی، مشاهده می شود که گنبد های مساجد سایر کشورهای اسلامی، نمی توانند همپای گنبدهای زیبای ایرانی باشند. انتخاب رنگ فیروزه ای، با نقوشی اسلیمی و یا طرحهای هندسی ساده، ولی با شکوه، جلال و ابهت خاصی به گنبدهای ایرانی داده است؛ حتی گنبد خاکی مسجد جامعه اصفهان که به نام گنبد تاج الملک معروف است و فاقد هر گونه پوشش کافی است، نمونه ای دقیق و حساب شده از طرح و ساختمان یک گنبد ایرانی است. گنبدهای زیبای ایرانی در پهن دشت شهرهای کویری، مانند یزد و کاشان و در شهری مانند اصفهان، همانند نگین هایی فیروزه ای و ستاره هایی درخشان، در میان بناهای کرم رنگ آجری و یا کاهگلی می درخشند. تناسبات گلدسته ها و مناره ها و سردر ایوان ها با گنبد، از یک هماهنگی موزون برخوردار است؛ به نحوی که بیننده، هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نمی دهد؛ بلکه همه این مجموعه را به صورت واحد می نگرد.
در مکاتب معماری، شاخص ها و عناصری وجود دارند که نماینده و بیانگر اهداف اصلی آن مکتب می باشند و در حقیقت، این شاخص ها یا مونومان ها، تعریف کننده هویت بنا، ساختمان و اشخاص استفاده کننده از آن هتسند که در یک نگاه مفهوم را می رسانند. این مونومان ها، در همه ی مکاتب عموماً و در مکتب مونومانتالیسم خصوصاً، تا آن جایی پیش رفته که به صورت شاخص های شهری و سازمانی نیز مطرح هستند و نگرشبه آنها، تداعی کننده آن شهر یا سازمان و یا آن مجموعه می باشد؛ مثلاً با دیدن برج ایفل، همه ما به فکر پاریس می افتیم و با دیدن دیوار چین به یاد کشور چین و با دیدن اهرام ثلاثه، به یاد کشور مصر می افتیم.
البته نباید معانی والای گنبد و گلدسته را با مونومان های دیگر، یکی دانست؛ ولی همین گنبد و گلدسته است که با یک نگاه ، معانی الله، نماز و عبادت را در ذهن تداعی می کند.
کارشناسان برای گنبد و گلدسته که یکی از اصلی ترین رمز پردازی ها در مساجد است، رموز و دلایل خاصی را مطرح کرده اند؛ بعضی می گویند که گنبد مانند سرانسان است و دو گلدسته، مانند دو دست که به حالت التجا و التماس و خواهش در کنار سر، رو به آسمان و رو به ذات اقدس الهی بلند شده است؛ مانند کسی که دست هایش را در جلوی سر و صورت، حتی از سر بالاتر هم برده است و دعا می کند گرچه این تشبیه جالبی است، امام فلسفه ی اصلی گنبد و گلدسته، فراتر از این است و علاوه بر این، اهل تسنن که یک گلدسته در مساجد می سازند ، مطلب فوق را تا حدی بی اعتبار می کند. بعضی از صاحب نظران، گلدسته ها را عامل ایستایی و ایستادگی در کنار ایوان های بلند، برای حفظ ایوان ها می دانند تا از در رفتگی ایوان ها جلوگیری شود.
گرچه وجود گلدسته ها تا حدودی برای حفظ ایوان ها بی تأثیر نیست، ولی دلیل اصلی اجرای گلدسته، آنهم دو تا نمی باشد؛ زیرا ما ایوان های رفیع و بسیار بلندی را می بینیم که بدون داشتن گلدسته در کنارشان، صدها سال بدون هیچ عیبی دوام آورده و حتی تعداد زیادی زلزله را هم پشت سر گذاشته اند؛ مانند ایوان بلند شبستان اصلی مسجد امام کرمان، ایوان های بلند حضرت ثامن الحجج(ع) در مشهد در واقع، معمار خوش ذوق و متبحر ایرانی، با گذاشتن پایه هایی قطور، آن هم به طور مخفی، در کنار ایوان های بلند نیاز خود را در مواقع غیر ضروری، آن هم به صورت ارزان تر، حل نموده است. پس این مطلب هم نمی تواند دلیل اصلی اجرای گلدسته ها باشد.
عده ای دیگر گنبد و گلدسته را شاخص هایی بلند برای دید، شکوه سازی و راهنمایی از دور دانسته اند؛ ولی آن چه در بحث گنبد و گلدسته باید در نظر داشت، این است که طبق نظر پیش کسوتان معماری، ایده آل قضیه در عناصر معماری این است که هر عنصری در معماری، باید هم عملکرد و هم زیبایی داشته باشد. مطالب فوق، گرچه لازم و تا حدی درست است، ولی کافی نیست و دلایل دیگری مکمل دلیل اخیر است و از طرفی، اگر تنها چنین باشد، فقط یک تک مناره هم می تواند مسئله دید و راهنمایی به طرف مسجد را حل کند و دیگر نیازی به ساخت گنبد و مناره ای دیگر نیست.
بعضی دیگر، گنبد و گلدسته را برای قبله یابی می دانند در مکتب تشیع، خط عمود منصف بر خط واصل دو گلدسته را ، تأمین کننده جهت قبله می دانند.

در مکتب معماری اهل تسنن، خط گذرا از گنبد و گلدسته (تک گلدسته)، جهت قبله را معلوم خواهد کرد.
رمز پردازی فوق، درست است و در بسیاری از جاها، اجرا گردیده است؛ اما هنوز علت دو گلدسته بودن در مذهب تشیع و تک گلدسته بودن در مذهب تسنن ارائه شده است.
صحت مطلب فوق را در چند مورد ذکر می کنم تا به دقت نظر معماران خوش ذوق ایرانی توجه شود.
در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، گر چه گلدسته های با شکوه و بلند کنار ایوان آیینه آن حضرت در صحن اتابکی ، به عنوان پرتناسب ترین و زیباترین گلدسته های دنیا، چشم هر بیننده ای را خیره می کند، ولی اینها گلدسته های اصلی نیستند که ترکیب فوق گنبد را تشکیل دهند؛ بلکه گلدسته های اصلی، همان دو گلدسته کوتاهتری هستند که در دو صحن عتیق (صحن کهنه) کنار ایوان طلا قرار دارند و با ترکیب گنبد، جهت قبله را تعیین می کنند. اتفاقاً معمار با سلیقه، کلاهک بالای این دو گلدسته را هم طلا کرده است تا همخوانی و با هم کارکردن این گلدسته ها را با گنبد نشان دهد.
نمونه های دیگر، گنبد و گلدسته آقا امام حسین (ع) و آقا حضرت عباس(ع) در کربلا می باشند که معمار خوش ذوق صفوی، به گونه ای بسیار زیبا و ماهرانه، کج بودن قبله نسبت به بین الحرمین را حل کرده است و با نماد گنبد و گلدسته ، جهت قبله را به خوبی به زائرین نمایانده است. اجرای کج حرمین، دلیلی جز این مطلب نداشته است. والا برای او بسیار راحت تر و زیبنده تر بود که گلدسته ها را در جهت بین الحرمین در طرف دو حرم قرار دهد.
همان گونه که گفته شد، گنبد و گلدسته، شاخص و مونومان و از رموز مساجد می باشند. گنبد مونومانی از هدف، یعنی خداست و گلدسته ها، مونومانی از دو یار واقعی خدا، دو آفریده کامل حق، یعنی محمد و علی می باشند. در روایت داریم که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: یا علی! کسی خدا را نشناخت؛ جز من و تو. کسی تو را نشناخت؛ جز خدا و من و کسی مرا نشناخت؛ جز خدا و تو. حال گنبد و گلدسته ، یعنی خدا و محمد و علی کنار هم قرار گرفته اند.
همان گونه که محمد(ص) و علی (ع) در کنار خدا معنا می یابند، گلدسته هم در کنار گنبد معنای گلدسته و دسته گل می گیرد. بدون گنبد، مناری بیش نیست؛ حتی اگر دو عدد باشد. در مذهب تسنن که حساسیت بر روی مولای متقیان علی (ع) دارند تک گلدسته می گذارند؛ یعنی فقط گنبد و یک گلدسته (الله و محمد(ص)).
هر چه از مناطق شیعه نشین به سمت مناطق سنی نشین می رویم، می بینیم که از تعداد مساجد دو گلدسته کاسته و بر تعداد مساجد تک گلدسته ای افزوده می شود. به همین خاطر است که تأکید می شود که علاوه بر رعایت و حفظ معانی قبلی گنبد و گلدسته، به ویژه جهت قبله، حتماً و به طور مؤکد ، مسئله ی دو گلدسته ای بودن رعایت گردد تا حتی از فاصله های بسیار دور هم نوع مذهب دیگری به وسیله این عناصر معماری تداعی نگردد. این سه عنصر را حرکتی نمادین برای بیان این مهم می دانند. به این لحاظ، در مکتب تشیع، اگر تمکن مالی وجود ندارد، باید فقط گنبد ساخته شود؛ چون گنبد بدون گلدسته، باز معنای خود را دارد که معنای آن ازلی بودن خداوند است؛ ولی گلدسته بدون گنبد، معنایی ندارد؛ یعنی محمد(ص) و علی(ع)، در کنار خداوند و با او هستند که معنا می گیرند و تمام ارزش محمد (ص) ون علی(ع) و مکتب و مذهبشان، اتصال کامل به حق تعالی است و اگر تمکن مالی وجود دارد، حتماً دو گلدسته ساخته شود.
متأسفانه در عصر ما هستند معمارانی که بدون هیچ اطلاعی از رمزپردازی های مسجد، در تعداد گلدسته ها و جهت آنها، اشتباه می کنند و هستند کسانی که هنوز نمی دانند که محراب در معماری ایرانی، نمادی از غار حراست و خیلی چیزهای دیگر را نمی دانند؛ ولی دست به طراحی ظریف ترین و پرمغزترین فضای معماری می زنند. چرا باید در قم که مرکز مذهب تشیع است، مساجد تک گلدسته ای ساخته شوند؟ چرا باید در این شهر مساجدی بزرگ احداث گردند که حتی جهت قبله در آنها و در عناصر آنها رعایت نگردیده است و یا تک گلدسته ای هستند؟ چرا باید در مهد مشتاقان علی(ع) گلدسته های مسجد امام حسن عسگری(ع) با سبک معماری اهل تسنن مجوز ساخت بگیرند و در حال اجرا باشد؟ چرا باید بعضی از مراکز حساس ایران با چهار گلدسته در اطراف، اجرا گردد؟ مگر معماران یادشان رفته که چهار و شش مناره، تداعی کننده فرهنگ بیزانسی است که اول بار سیناس پاشا، معمار یونانی الاصل مسیحی برای ساخت مساجد عثمانی ها به کار گرفت. به طور کلی، اعراب و ترک ها از هنرهای تجسمی، نقاشی و معماری، بهره زیادی نداشتند. با چنین زمنیه ای، معماری هنری بود که یونانی ها، سوری ها، قبطی ها و ایرانیان متخصص آن بودند. و به این ترتیب ، هنگامی که امیری مقتدر می خواست بنایی ایجاد کند و حاضر به پرداخت مبلغ زیادی هم بود، طبیعتاً افرادی را فرا می خواند که برجسته ترین معماران زمان آن بودند. شهرت معماران و هنرمندان یونانی، ایرانی، سوری و قبطی، در مصر به حدی زیاد بود که مسلماً فرمانروایان ترک یا عرب، به معماران خود بسنده نمی کردند و از معماران دیگر نیز بهره می گرفتند. این گزینش، هنوز ادامه هم دارد و از راه مسابقات بین المللی یا مراجعه مستقیم امرای عرب به معماران غربی انجام می گیرد. با وجود معماری یونانی چون سینان پاشا، تحولی بزرگ در بناهای عثمانی در قسطنطنیه و ادرنه به وجود آورد، شبستان ها شکل مربع به خود گرفتند و گنبدها بزرگتر و بلندتر شدند. و چهار یا شش مناره نیز در اطراف بنا به وجود آمد و بناها ابتدا هشت ضعلی و سپس به دایره تبدیل شدند. سینان از معماران بزرگ دوره عثمانی است که یونانی الاصل و مسیحی بود و در سپاه عثمانی خدمت می کرد. سه مسجد شاهزاده و سلیمانیه شهر ادرنه، دو نیم گنبد شمالی و جنوبی را حذف و به جای آن، چهار گنبد اضافه کرد؛ سینان در این مسجد، چهارمناره را در چهار گوشه ی شبستان جای داد.
شاید ذهن و طبع حق ستیز و بهانه جوی بعضی از معماران غیر متعهد و ناآگاه بگوید که چرا معماران ایرانی در مرقد مطهر کاظمین، چهار گنبد ایجاد کرده اند و بعضی هم در جواب به طور ناآگاهانه بگویند که چون در آن مکان مقدس، دو امام، یعنی حضرت امام موسی کاظم (ع) و حضرت امام محمد تقی (ع) به خاک سپرده شده اند؛ چهار گلدسته گذاشته اند. در جواب باید گفت که به هیچ وجه، چنین نیست؛ مگر در سامرا، دو امام بزرگوار نداریم؛ پس چرا آن جا دو گلدسته است وچهار گلدسته نیست. دلیل این است که در کاظمین دو گنبد داریم و چهار گلدسته، یعنی هر گنبد با دو گلدسته آن هم در جهت قبله کار می کند و در سامرا، فقط یک گنبد داریم؛ پس دو گلدسته نیاز بوده است که همان اجرا گردیده است.
به طور کلی، درست است که گنبد اولاً علامتی برای مسجد (نقش مونومانی و معنایی و شکوه سازی) دارد و ثانیاً برای نورگیری کافی مسجد مفید است و ثالثاً، پوششی استاتیکی، مقاوم و مناسب برای دهانه بزرگ است و رابعاً فضایی کافی برای هوای مناسب ایجاد می کند تا هنگام ازدحام، مشکلی پیش نیاید و از طرفی گلدسته، اولاً نقش مونومانی و معنایی و شکوه سازی و جهت یابی قبله و مأذنه دارد، ولی نباید به گنبد و گلدسته، صرفاً به عنوان عناصر تأسیساتی و یا سازه ای نظر نمود؛ بلکه باید حق گنبد و گلدسته را در معماری اسلامی – ایرانی شناخت و از رمز پردازی های مسجد و دیگر مسائل کاربردی آن آگاه بود و آن گاه دست به طراحی مساجد زد. برگرفته از سایت امام هادی (ع) به آدرس : http://www.imamhadi.com/html/mqa/masjid2.htm
پی نوشت ها:
شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج3، ص 494
همان.
محقق حلی، شرایع الاسلام، ج1، ص 117
همان، ص 118
وسایل الشیعه، ج3، ص 505